X
تبلیغات
همیشه زنده موندن زندگی نیست
سلام دوستای گلم

ببخشید گه چند ماهی بهتون سر نزدم ولی کامنت هاتونو میخوندم

من از این به بعد به اینجا نمیام

هرکی خواست کامنت بزاره و آدرس سایت جدیدمو بهش بدم

همتونو دوست دارم

+ نوشته شده در ساعت 14:36 توسط مـحـمـد |

رفتی از این آغوش چه راحت

من باز تنهام با خاموش چراغم

تو میدونستی نبود تو مرگ فرداست

ولی آروم آروم زیر بارون داغون قدم میزنم

تو هم شادی با اون یارو

ولی روزی را میبینم که یارت سیره از تو

روزی به هر دستی بدی که دستتو

میگیره بازم از دستت . . .

این نفرین من نیست بازیه زمونست

تو کی میگفتی تا ته خط باهام هستی

چرا رفتی با درد دست و پامو بستی


+ نوشته شده در ساعت 15:47 توسط مـحـمـد |

اگه دستم به جدایی برسه

اونو از خاطره هام خط میزنم

از دل تنگ تمومه آدما

از شب رو روز خدا خط میزنم

اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم

نمیزارم کسی عاشق نباشه

ماه رو بین همه قسمت میکنم . . .

+ نوشته شده در ساعت 12:42 توسط مـحـمـد |

بازم تولدم شد ...

هر سال همینارو میگیم

ولی....

+ نوشته شده در ساعت 8:20 توسط مـحـمـد |

روبه روی همیم بازم مثل قدیم

یه قهوه ی تلخ روی میز که نداری طعمی 

شروع کن بگو تو هم حال منو داری یا که نه سر حالی

من همیشه واسه حرفات پایه بودم  

ظاهر خوب ولی از درون تیکه پاره بودم

بگو بازم مثل همیشه میشنوم ولی بخدا نداری حرف بیشتر از من

این منم بدی هاتو جلوی خوب ها پاره کردم

دیگه مثل قدیم نیستم الان کوه دردم آدمی که ازهمه کس ضربه خورده

آرزوه های توی سینه اش هم خیلی وقته مرده

باز دوباره حرفای تکراری بگو حال منو داری تو که دیدی ترکش های دردی خوردم

میبندی چشاتو تا چیز دیگه نگم چیه سخته شنیدنش

دیدی تلخه حرفام مگه روز خوشی گذاشتی واسه فردا

که انتظار داری مثل قبل حرفای خوب بگیم

اگه نخوای ببینی چقدر داقونو و خرابم ببند چشاتو تا ندی جوابم

ما که عادت کردیم بخدا عیبی نداری

یه عمر بودیم کنارت ولی الان مثل غریبه

تو شب بی ستاره ام دلم به چشمات رازیه

تو این سکوت بی دلیل وقته ترانه بازیه

که چشماتو به دنیا نمیدم

برای اون ناز نگاهت از همه دنیا بریدم

حقیقت داره قصه ی ماشعر هام فدای تو

گل های سرخ رو پر پر نکن

حالا چی شد هر چی که بود میان عشق من و تو

یه خاطره شد واسه ما تو این شب های بی ستاره

بازم مثل قدیم پر دردیم باید بخاطر بدی هات چیزی نگیم

باشه تو خوبی همه ی بدی ها از من دل تو کوچیکه دل ما دریاست

خفه شدم از بغض تو گلوم

میبینی ما بودیمآ همیشه از بد خوب میساختیم

ولی الان به آخر خط رسیدیم چرا جوابمو نمیدی انگار یه عمر گرفتی خوابیدی

مگه دارم قصه میگم که تو خوابت برده نکنه خوبی هایم داره یادت میره

پس دست تو نیست بی رحمه زمونه تو هم نزار تو وجودت حرفی بمونه

لب باز کن بگو من میشنوم!نمیخوام غرورت جلوی من بشکنه

بگو بی مرام نیستم که چشامو ببندم

تو هم مثل منی از دنیا بریدی

پس بگذریم

شدیم دو خط موازی

بازم مثل قدیم روبه روی همیم بخور قهوه رو شاید پیدا کرده طعمی

+ نوشته شده در ساعت 16:5 توسط مـحـمـد |

مطالب قدیمی‌تر